نی نامه عشق: بررسی ساز نی در اندیشه حافظ و مولانا
ساز نی در فرهنگ عرفانی ایران تنها یک ابزار موسیقی نیست بلکه نمادی است از انسان کامل و روح آسمانی که در دنیای ماده اسیر گشته است این ساز با ناله های جانسوز خود روایتگر درد فراق و اشتیاق وصال است در میان شاعران فارسی زبان حافظ و مولانای بلخی بیش از دیگران به این ساز نمادین پرداخته و از آن برای بیان مفاهیم بلند عرفانی بهره جسته اند .

مولانا در نخستین بیت های مثنوی معنوی نی را به عنوان راوی داستان عشق معرفی می کند:
بشنو از نی چون حکایت می کند / از جدایی ها شکایت می کند
نی نامه عشق: بررسی ساز نی در اندیشه حافظ و مولانا
این آغاز جاودانه نشان می دهد که نی برای مولانا سخنگوی اصلی رنج های روح است نی که از نیستان بریده شده نماد انسانی است که از اصل خویش جدا افتاده و ناله هایش یادآوری می کند که وطن اصلی او جایی دیگر است مولانا در ادامه می سراید:
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش
در اینجا نی تبدیل به آیینه تمام نمای انسان می شود اشتیاق نی برای بازگشت به نیستان همان اشتیاق انسان برای بازگشت به مبدأ الهی است نغمه های نی تنها ترانه نیستند بلکه زمزمه های اسرارآمیزی هستند که از عشق حکایت می کنند.
حافظ نیز با مهارتی کم نظیر از ساز نی و نوای آن در غزلیاتش بهره برده است او نی را همنشین خلوت عارفان می داند و نغمه آن را داروی دردهای روحانی:
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد / نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
لینک اختصاصی چینود
در این بیت حافظ مطرب عشق را به نوازنده ای تشبیه می کند که ساز نی او هر نغمه اش راهی به مقصودی دارد نوای نی راهنمای سالک است و هر آهنگ آن درس معرفتی می آموزد حافظ در جای دیگری می گوید:
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی / تا در نگرم لعل لب و باز به جان آرم
اگرچه در این بیت سخن از ساز نی به صراحت نیست اما حس فراق و انتظار وصال که از مولفه های اصلی نماد نی است به وضوح نمایان است حافظ گاه نی را در کنار سایر نمادها می نشاند تا فضایی عارفانه خلق کند:
بوی مستی می آید از کدام سقاخانه / بنگر ای دل تا سرمستان چه می ها می کنند
در اینجا نیز حال و هوای سماع و شور عرفانی که نی غالبا در آن حاضر است استشمام می شود.
نکته عمیق دیگری که در اشعار هر دو شاعر دیده می شود ارتباط نی با مفهوم عشق و رهایی است نی با این که از نیستان بریده شده و از اصل خود دور افتاده اما همین جدایی به او هویتی نو می بخشد و او را به ابزار بیان عشق تبدیل می کند مولانا می فرماید:
نی حدیث راه پر خون می کند / قصه های عشق مجنون می کند
نی برای مولانا روایتگر عشقی شورانگیز و بی قرار است عشقی که مجنون وار و بی محابا است از سوی دیگر حافظ نی را در بستر فرهنگ میخانه و رندی نیز تفسیر می کند و ناله نی را هم آوا با دردهای عاشقان می داند:
به ناله سرکن که نشاطی دهدت / که هوش از سر مستی برون خواهد شد
این ناله ساز همان ناله عاشق دلشکسته است که در فضایی عارفانه طنین می اندازد.
در یک نگاه کلی ساز نی در شعر حافظ و مولانا نماد روحی است که از عالم بالا جدا شده و در این دنیا به سر می برد ناله های نی بیانگر حسرت آن روح برای بازگشت است اما این ناله ها تلخ و ناامیدکننده نیستند بلکه پر از امید و عشق اند زیرا می دانند که این سفر پایانی دارد و روزی وصل فراخواهد رسید اشعار این دو شاعر بزرگ نشان می دهد که نی با زبان بی زبانی اش اسرار بسیاری را فاش می کند اسراری که تنها دل های آشنا و گوش های شنوا قادر به درک آن هستند.
آخرین کلام این که نی در دستان مولانا و حافظ تنها یک ساز نیست بلکه یک جهان بینی است روایتی عرفانی که درد مشترک بشریت را ترنم می کند و نوید وصل می دهد همان طور که مولانا به نی اقتدا می کند و حافظ از نغمه اش جان می گیرد ما نیز باید بیاموزیم که به صدای این نی جاندار گوش بسپریم شاید که ما نیز از اصل خویش آگاه شویم و راه بازگشت را بازیابیم.

خواجه شمسالدین محمد شیرازی، متخلص به حافظ، از بزرگترین غزلسرایان تاریخ ادب فارسی است. تاریخ دقیق تولد او روشن نیست اما گمان میرود در حدود سال ۷۲۷ هجری قمری در شیراز به دنیا آمده باشد. دوران زندگی او مقارن با حکومتهای مختلفی در فارس از جمله آل اینجو و آل مظفر بود و در نعمت و سختیهای این دوره شریک گشت. او از همان جوانی به حفظ قرآن و کسب علوم رایج زمانه پرداخت و تخلص «حافظ» نیز گواه تسلط او بر قرآن کریم است.
حافظ در طول زندگی خود سفرهای دوری نکرد و بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و در همان شهر نیز در سال ۷۹۲ هجری قمری درگذشت. آرامگاه او در شیراز، حافظیه، امروزه یکی از مهمترین مکانهای فرهنگی ایران است. دیوان حافظ که مجموعه غزلیات، قصاید و رباعیات اوست، گنجینهای از ژرفترین معانی عرفانی، فلسفی و اخلاقی است که با زیباترین و استوارترین عبارات بیان شدهاند و جایگاه او را به عنوان یکی از ارکان اصلی فرهنگ و هویت ایرانی تثبیت کرده است.
مطالب مرتبط



از مولانا عکس نزاشتین چرا ؟
ممنون از توجهتون چشم حتما